هذیان های نیمه بیداری

آهــــاااای

     

بذار ببینــــــــــــــــــمممم ...
اوووووممممممـ
تو همـ دیوونه بودی..؟
حتما جواب دادن بـه این سوال واسه هر دوی ما سخته!..
میدونی چرا اینو پرسیدم..؟
آخه خاستم ازت بپرسم : کــجا رفتی دیوونــه..؟چرا رفتــــی دیوونه..؟

دیدی دیوونه شدم..؟
اینم بهونه واسه آینده هات!..

 (اولین آذری در 1 آذر)

   + دورتــر از من ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۱
comment نظرات ()

شاید

شاید

روزی

گذرت

به سرزمین شعرهایم

افتاد

آنروز

فلسفه نباف

فقط

باور کن

دوستت داشتم

بی هیچ

قید و شرطی ...

ژیلا افلاکی
...........................................

پ ن : سکوت کردی و این یعنی
میدونی که گناهکـــاری
تو این حسرتی که داره منـــو می کشـه دست داری
سکوت کردی و این یعنی
ازین درد بی خبر نیستی
سکوت کردی و این یعنی
پای این دوری می ایستی


باور مـــــی کنـــــــی..؟؟؟؟

   + دورتــر از من ; ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٦
comment نظرات ()

دو نفرهء مــــا

مشاهده یادداشت خصوصی

   + دورتــر از من ; ٩:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٤
comment نظرات ()

از پنجره

مشاهده یادداشت خصوصی

   + دورتــر از من ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٧
comment نظرات ()

چه روزگارانی


آفتاب

از میان لب هــــای تــــو طلوع می کنـــد

و در چشم هــــای مــــن غروب

میان لب هــــــــا و چشم هــــا

چه روزگــــــارانی

.............

پ ن خستگی : مث هر اتفاق تاریخی که فقط یه باررخ داده و
فقط اون کسایی که تو اون لحظه بودن حس و حال اون لحظه رو درک
کردن و دیگه تموم شده .... یـــــه هوووووووه از تـــه دل ... فقط من و ... شاید
تو بفهمیم که : چه روزگارانی!..

..........

لینک سایت مرجع

   + دورتــر از من ; ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٦
comment نظرات ()

هذیان

غیبت تو

فکر ما کـــه نمی رفت

بر دستگیره

رد رود بود

در باز می شود

دهان سرود

وقت ما هی هو هو هی رفت که رفت

بخت ما 

هی از این کنایه

که کنایه ای از دود

بود 

بر دستگیره 

رد رود

........

لینک سایت مرجع

   + دورتــر از من ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱۱
comment نظرات ()

خواب من و تو ... کـــه نبودی؛بودی..؟


هر انسان دیوانه ای بالـاخره که نـــه .. هرازچندگـــاهی خواب می بینه
خواب هرچی ... بعضی خوابا شیرینن؛بعضیاش تـــلخ؛چرت و پرتم توشون هست!..

اینبار من خواب دیده بودم .. خواب بودم .. خواب واقعی .. نـــه نیمه بیداری!..
خیلیا بودن.غریبه هایی که اونجا آشنا بودن ..
هرچی میخوردم سیر نمیشدم
میخوردم .. می خندیدم
همه می خندیدن

تو هم سرگرم بودی . میخندیدی ..
ولی تو کیف می کردی ... کـــه من هستم ، میخندم ، می گم!..
آره آره .. اصلش همین بود!.. وگرنه چه خوابی؟..

ولی تو بودی؟ تو که نبودی .. پس چرا روح تو توش بود..؟ دور .. خیلی نزدیک
این ینی چی..؟؟؟

صب پاشدم .. اثری از هیچی نبود
من بودم و همیشه م..

......................................

" کسی را می شناسی کــه
شیشه شکسته پنجره را بند بزند؟
پیش ازآنکــه بروی
پیش ازآنکــه بشکند؟ 

......................................

ساعت 22:40بود.الـان23:55 ... هیچی ندیدم

 

 ..........

" لینک سایت مرجع 

 

 

 

 

 

   + دورتــر از من ; ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱۱
comment نظرات ()

کنار من

 

دیگران می پرسند
چرا با دیوار حرف می زنی؟

تو می گویی
همه چیز را نباید گفت

سارا محمدی اردهالی

لینک سایت مرجع

.................................................

پ.ن هذیانگی : دیگران به من میگن چرا اینقد ساکتی؟ چرا حرف نمیزنی؟
من فقط میگم من آدم کم حرفی م
تو که اصلا نیستی که بخای چیزی بگی.کی میدونه حرفای من فقط واسه توئه و این تویی که منو لال کردی..؟
ولی ... شاید تو بدونی
امیرحسین خیلی حرف مفت میزنه.فرستادمش پی نخود سیا ... سرم گیج میره

   + دورتــر از من ; ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٩
comment نظرات ()

تجربه هـــای منفور

مشاهده یادداشت خصوصی

   + دورتــر از من ; ٩:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٦
comment نظرات ()

511-852

اخیرا خیلی نزدیک شدم به این بودن،ینی :

پشت خط قرمز ترانه ها
عابر یه شهر گم شده تو دود
راوی خاطره های زخمیَ م
پُر نوستالوژی روزای کبود
پر بغضم پر بهت و انتظار
انتظاری عبث و پوچ و محال ...*

حتی گــــاهی وقتا ..

ازکنار کودکی هام می گذرم
از رهاترین روزای زندگی
کاش می شد یه لحظه تکرار بشه
اون هوای سر به زیر سادگی*

ولی یه چیزی که هست و من باحسرت میدونم و ازش باخبرم و آرزومه یه بار؛تنها

یه بار تکرار شه اینه که :

حیف نمیشه به عقب برگردیم
به شبای پرسه و در به دری* ... و چنتا نقطه دیگه

امروزم مث روزای دیگه .. اصن امروز که سوار اتوبوس بودم داشتم از کرمانشاه میومدم

یاد اون روز افتادم که سوار اتوبوس بودم داشتم می رفتم مشهد ...

یاحتی روز برگشتمون از مشهد.خیلی سعی کردم - بااینکه به خودم قول داده بودم

گوششون ندم - اون آهنگارو**،مخصوصا اون که تو راه گوش میدادمُ یه بار گوش بدم ...

ولی نشد ... حتی رو همون صندلی نشسته بودم که اون روز برگشت از مشهد نشسته

بودم و اون آهنگُ هزرارن بار گوش کردم ...

... و امروز باز دلم پرکشید

یک مشت بغض و خاطره ... آرزو .. کاش،یاد .. مشهد

 

..............................

* نوستالوژی رضا یزدانی

** چه حس خوبیه و منو نگا کن بابک جهانبخش

..............................

شدم چیزی که واسه شدن تو لحظه فقط
ارجاع میده به گذشتــــه

از کی معذرت بخام..؟ هه..

 .....

 

   + دورتــر از من ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٥
comment نظرات ()

خواب دیدم دوباره با هم ایم

 

خواب دیدم دوباره با هم ایم

از خنده بیدار شدم

دیوانه وار بــــه اطراف نگـــریستم

چشمانم از اشک پر شد

 

لینک سایت مرجع

   + دورتــر از من ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٤
comment نظرات ()

هذیان هـــای دو دیوانـــــه

" قطارهـــــا
همیــــــشه قبل ازینــــــکه آمـــــده باشنــــــد
رفتـــــــه اند ... "

..............................

اختصاصی پ : فقط یـــــه خطای دید ســـــــاده بــــــــود . . .

راشدخدایی : قطار همونیه که رو ریل میره؟

اختصاصی پ : آره همونه کــــه میره .. فقط میــــــره

راشدخدایی : خب پس چجوری بنزین میزنه؟

اختصاصی پ : بنزین نمــــی زنــــه .. مجبوره بره،چون بایـــد بــــره!.. یکــی قطارُ مـــی بره کــــه قطار همونو می بـــــــره ..

راشدخدایی : مسافر هم نمیزنه؟

اختصاصی پ : وقتــی کســی جا می مونـــه وبـــهش نمیرسه،ینــی مسافر نمیزنـــه .. این مسافران کـــه باید بهـش برسن!! اگــه دیر کنن اون میـــره

راشدخدایی : اُخ اُخ...ترجیح میدم سوار لنج بشم!

اختصاصی پ : لنــــج هم میره .. دریاهم موربـــــه!..

.....................................

   + دورتــر از من ; ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٤
comment نظرات ()

پاییز

 

بـــه پاییز کــــه می آیــــی

تبـــــر را فرامـــــوش نکــــن

کبریتــــی بکش پای هــــر درخت

رقــــــص آتش زیباست

با برگــــــــ ها می افتــــم

............................

لینک سایت مرجع

   + دورتــر از من ; ٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٤
comment نظرات ()

رفته بودم مشهد

 

یک مشت بغض و خاطره با عشق در جنگ است

تنـــــهایی م با غربت تـــــهران همـــــاهنگ است

نــه ! برنمی گردم به شهری که پر از سنگ است

هــرچند مشــهد هــم دلش مــثل دلم تنگ است

آخـــر چـــه باید کـــرد با این شــــهر سیــــمانی..؟

فاطمه اختصاری

...............................................................

یادش بخیر یکشنبه 27مرداد؛ساعت 1 ظهر بود که راهی شدیم

یه جاخالی اینور یکی اونور؛وسطش فقط می گم خیلی خوش گذشت!..

فقط می گم دلم خیلی واسه آقا تنگــه ...

فقط می تونم بگم یادش بخیر ...

و فقط یـــه آرزو اینکه ... دلم مشهد میخاد

دلم رفتن میخاد .. موندن میخاد

بیخیا ...... ل،نــــه ... این بیخیال شدن نداره ... از خود بیخود شدن داره ..

.....................................................

تاببینم اون روزا رو + چشماتو واکُــــن،منو نگـــــــا کن ..

 

 

 

 

   + دورتــر از من ; ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٤
comment نظرات ()

قسمتی از دیالوگ سم وایز و فرودو بگینز دربالای کوه آتش

 

تمام فیلم یه طرف این تیکه ش یه طرف! واسه من خیلی حس داشت :

........

شایر رو یادت میاد فرودو؟

به زودی بهار میشه

باغای میوه شکوفه میدن

پرنده ها رو درختای فندق آشیونه می کنن

تابستون که برسه بذرپاشی جو تو زمینای پایین دست شروع میشه

خوردن توت فرنگی نوبرونه با خامه چه کیفی داره !

مزه توت فرنگیُ یادت میاد ..؟

..............

فایل صوتی این دیالوگ رو می تونیدازلینک زیر دانلود کنید:

ارباب حلقه ها

   + دورتــر از من ; ٩:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۳
comment نظرات ()

چون عنوان نداشتی منتشر نشدی .. واین یعنی من

 

زمان هـــــــم از پوچی م نمـــــی گذرد

انگــــار سالهاست اینجــــا آبان است ..

حـــــق دارد ..

و من انتخاب ندارم

کــــه لـااقل در خودم غرق شوم

حالـاکــــــه درهمه جا جان می کَنـــــــم

فقط دلم برای خودم کـــــاش می بافد..

دلم گرفــــــته ولی ..

باران استخاره می کنــــد

من باریدن را هــــم گُــــم کردم ...

   + دورتــر از من ; ۸:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۳
comment نظرات ()

حالم از خودم بـــه هــــم می ورد

 

حالم از خودم بـــه هــــم می ورد

دور بیــــــنداز خاطرات تلــــــخم را

تا هــــرروز ...

استفراغم نکــــنی

از ناخودآگــــاهت

   + دورتــر از من ; ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۳
comment نظرات ()

آغاز هذیان

بــــه نام خداوندگـــــــار

این روزهـــابدون رفتــــن بــــه جاهای زیادی میرسم

خسته نیستم .. ناراحت هم نیستم .. شاید گیــــج باشم ولی اطلاع ازینکه گیجم یعنی

گیجم نیستم

فقط میدونــــم کــــه هستم!..

درهرجا..چه فرقی می کنــــه..؟ این روزها حتی خودم هم برای مـــن یک نامکان است!..

*سکوت می کنـــم و شرح قصـــه را کوتـــــاه.

تاشاید بعد..

..................................

* اشاره به بیتی از شعر"رسیده ام به غزل؛گل؛شکوفه؛دریا؛ماه" از مهدی زارعی

 

   + دورتــر از من ; ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۳
comment نظرات ()