هذیان های نیمه بیداری

مرگــ بهانـــــــه مـــــــی خواهـــــد

همینــــــجوریشم هــــیچ امیدی برای برگشتنت نبود!
(تازه اگه فرضُ براین می گرفتم که راهی هست براش!!)

آره اگــــه فرض براین بود که بازگشتی در راهه،حالـا دیگه ازون دنــــیا کَـنــده شدی..

این داغی که دیدی ... پایانی بود بر سوسوی امیدی که .. میشد بهش دل خوش کرد

هرچی که با گذشت زمان کم کم دور شدی،این داغ تورو پرت کرد!..
اگه تاقبل ازین "فاصله" بین ما معنی داشت،حالـا دیگه کارازفاصله هم گذشت.. 

   + دورتــر از من ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢٥
comment نظرات ()