هذیان های نیمه بیداری

رفتن همـــیشه اختیاری نیست!..

..قصد آپ کردن نداشتم امشب.امّـــا یهو دلم گرفت.

آخر تعطیلـات شدامروز..بعدازظهریاسر زنگ زد گفت بیابیرون.باچنتااز بچه هارفتیم گشتیم

آخرش که گفت امشب بلیط داره .. ساعت 11 بایدراهی مشهد شه.بعد خداحافظی هم 

گفت که همین امروز ظهر ممدعلی هم رفته دامغان..

بازم شب شد و دلمون گرفت...

مث هرشب ممدعلی پیام داد.آخه هرشب برا هم شعر میفرستیم.

گفتم این بارپیشدستی کنم من پیام بدم اما باز اون اول پیادم داد.گفته :

رفتــــم!مراببخش؛نگواو وفانداشت..راهی بجز گریز برایم نمانده بود

منم چی داشتم غیر ازین مصرع براش ..؟

قصد این ویرانه کردی عاقبت..؟

.............................

خوبه هرشب به یه بهونه این دل ما شورشو در میاره

   + دورتــر از من ; ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٤
comment نظرات ()