جا ماندن درد دارد

نمى شود اینطور که...
وقتى مى رود
تو جا بمانى
وقتى مى روى
باز هم تو جا بمانى !
جا ماندن درد دارد ..
نمى شود
ته مانده ى آبى باشى که
نه می نوشند
نه دورت می ریزند
تنها ترکت می کنند
تا خشک شوى !
اصلا نمى شود که
هم بروى و هم بمانى و هم ترکت کنند و هم ننوشند ..
وقتى کسى بیادت نمى آورد
چطور فراموشت کند ؟!

میثم کیانی

/ 5 نظر / 16 بازدید
اهورا...

از تـنـهــایـیـت دلـگیـــر نـبــاش !! و هیـچ وقـت آن را بـا کـسی قـسمـت نکـن … مــردم ایــن شـهـــر تـن هــا دادنـــد … تــا تـنـهـــا نـمـــانـنـد .

اهورا...

خدایا خسته ام! از غریبــه بــودن بیــن ِ این آدمـ ها از بـے کسـے از ایـــن کـه از جنـس ِ آدمـ های اطرافــم نیستــم از اینکه همه تا میفهمــن از خودشــون نیستــم رفتارشون باهامـ عوض میشـه خدایــا! تو بـا مــن باش..

معینی

سلاام. وبلاگتون عنوانِ قشنگی داره..هذیان های نیمه بیداری.. جملات و حرف هایی که با ادبیاتِ خاصِ خودتون عنوان کردین به دل میشینه.

baran

خیلی عالی بود... خصوصا آخرش... ممنونم از انتخابتون.[گل]