ناگهان وقت رفتنت باشد

هرسال ماهیای عیدموقبل13 میبردم رودخونه آزاد می کردم

امسال اما فقط یدونه خریدم .. تنها

امروز بعدازظهرازکرمانشاه اومدم .. نبود .. آبجیم گفت ماهیت مرده .. دیروز

دلــم برا مـــاهـی قـرمـــزی کـــه تنـــها بـــود .. تنـگ شده .. خیلی
 

نوبت مــا هـــم بود .. 

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اهورا...

برای مادرت یک کاری بکن فردا نه چند ثانبه دیگر هم نه چند ساعت بعد هم نه همین الان ، اگر زنده است… دستش را اگر به آسمان رفته است …قبرش را اگر پیشت نیست …یادش را اگر قهری…چهره اش را اگر آشتی هستی پایش را…ببوس

سپیده

خدايا آنکه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم..... تو در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار...

سپیده

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است تا در ان دوست نباشد، همه درها بسته است.

سما

بکشی دست روی تن هاییش بکشد دست از تو و دنیات . . .

ساحره ی غم

پــــــــــــاي رفــتــه را مــيـتــــوان بــرگــردانــد امـــا دل رفــتــه را هــرگــز !

سپیده

"آرامــش" هنرِ نپرداختن به انبوه مسائلیست، که حل کردنش سهم خداست... لحظه هايتان لبريز از آرامش ❤

ساحره ی غم

سراغت را از “قاصدک” که می گیرم تابی خورده و در دل ابرها” گم می شود” غصه ام می گیرد ‎ می دانم! شرم دارد از اینکه، خبر دهد، رفتنش” همیشگی بود”

اهورا...

خداوندا مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم درپناه حق

نسیم...

گاه دلتنگ میشوم دلتنگترازهمه دلتنگی ها گوشه ای مینشینم وحسرت هارامیشمارم باختن ها وصدای شکستن ها را کدامین امید را ناامیدکرده ام کدامین خواهش را نشنیدم به کدام دلتنگی خندیده ام که این چنین دلتنگم…………

الناز

چه غمی داره اون عکس و اون جمله