من میخندم؛پس هستم!..

من دیدم!
این روزا بیشترازون چیزی که باید،دارم میبینم

من شنیدم!
این روزا بیشترازون چیزی که باید،دارم میشنوم . . .

من خودمُ رو چوبه دار دیدم
من دیدم چی شد .. من همه چیُ شنیدم!..

کاش این دیدن و شنیدن یه جایی متوقف میشد اما نمیشه .. همچنان همه چی روشنه

به هرحال همیشه و همه جا کوچه علی چپی بوده که بشه خودتو بهش بزنی
و من ازین کوچه بی نصیب نیستم و نخاهم موند!!

من دارم میخندم

روازی بی تکرار

اما تکلیف چیه..؟
اگه بارون بند بیاد .  .  .

/ 40 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

اگر توی ذهنتون کاری در نظر دارید همین الان انجام بدید گاهی اوقات "بعد" ، میشود "هرگز" . . .

مریم

هیچ جای این شهر از یادت در امان نیستم حتی به کوچه علی چپ که می روم !

مریم

فردا باز هم می خندم … تنها امروز از دنده ی راست دلشوره بیدار شده ام نه بهانه می گیرم نه حرفم می آید

خسرو پیری

به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند ، بی اعتنا باشید آنها به همانجا تعلق دارند یعنی دقیقا پشت سر شما •[گل][گل][گل][گل]

اهورا...

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺒﻮﺭﻫﺎ ﻧﯿﺶ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ اما وقتی ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ، ﺷﻨﯿﺪﻡ ، ﺭﻓﺘﻢ ، ﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻧﻪ ! ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻢ ﻧﯿﺶ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ و ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺗﺮ و ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ، ﻧﯿﺸﺸﺎﻥ ﺳﻤﯽ ﺗﺮ !

اهورا...

سلام داداش کجایی پسر؟! میدونی چند وقته منتظرم بی خبر نزار مارو داداش درسه مجازی هستیم ولی دلمون ورفاقتمون حقیقیه هرجا هستی خدا پشت وپناهت باشه

سپیده

شما کجایین پس ؟؟؟؟؟؟؟؟[متفکر]

دلارام

از تو برای من چه مانده بود ؟ خالی‌ِ یک خانه خالی‌ِ یک نیمکت چند کوچه ی آشنا خالی‌ِ یک باغ یک درخت چند نامه چند عکس خالی‌ِ خاطرات .. برایِ تو چه مانده است ؟ یک جاده یک پنجره و کسی‌ در انتظار .. { نیکی‌ فیروزکوهی }