:|

امروز برنامه " صبح و نشاط " تو شهر ما بود ، تویسرکان !

(فک کنم شبکه 3 هم پخش زنده شد!)

ازین همایش پیاده روی خانوداگی و اینا و ... آخرشم یه سری هدایا و قرعه کشی

که جایزه ویژه ش یدونه پراید بود.

دیگه حالـا همه ماجرا و اینکه من و یکی از دوستام اون جلو نزدیک جایگاه روبرو

دوربین چقدر مسخره بازی درآوردیم و خندیدیم .... به کنار،اون آخرش که

باعث شد من به ماجرای " شانس " یه کم تامل کنم و شایدم اعتقادم پیدا

کرده باشم اینه که این شهر ماحدود110000نفر جمعیت داره که بگیریم 

یک چهارمش تو این قرعه کشی بودن،اون یک چهارم به کنار اونوقت قرعه

اون پرایده به نام یه ملـایری درمیاد که برید بقیه ماجرارو از زبون خودش 

بشنوید که چی شد که تو این قرعه کشی حضور پیدا کرد :|

من دیگه حرفی ندارم :|

/ 31 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baran

من اینجا نظر نداده بودم آیا؟![سوال]

سپیده

به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد. "دانته" [گل]

سپیده

تاخیرتون توی اپ کردن وبلاگ ، نشون میده بچه درس خونید و مثل ما بی خیالا نیستید[نیشخند]

مهشيد

كجاييـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...؟[عصبانی]

اهورا...

"گاهی به عشق های کهن غبطه می‌خورم ما، در حصار تکنولوژی گیر کرده ایم..." سیدعلی میرافضلی

سپیده

شخــــصیت هــــــر کس را با تــــــــــــرازوی اخلاقــــش وزن کنید. [گل]

عسل فومنی

ياد مان باشد از فردا صبح، جور ديگر باشیم... بد نگويیم به هوا، آب،‌زمين! مهربان باشیم با مردم شهر و فراموش كنیم هرچه گذشت... خانه‌ي دل بتكانیم از غم و به دستمالي از جنس گذشت، بزدايیم ديگر تار كدورت از دل مشت را باز كنیم، تا كه دستي گردد و به لبخندي خوش، دست در دست زمان بگذاریم

زهرا

در شهر من این نیست راه و رسم دلداری باید بفهمم تا چه حدی دوستم داری هرکس نگاهت کرد چشمش را درآوردم شد قصه ی آقا محمدخان قاجاری !

سپیده

وقتی کسی اندازت نیست، دست بـه اندازه ی خودت نزن . . .